اومدم که باشم
     
 

 

 

 
شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٦

دوستای گلم بعد امتحاناتم برمی گردم......

 
  لینک دائم


 

پرنده...

 
چهارشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٦

توی غربت پرنده خنده معنایی نداره

تو شبهای سرد پرواز آسمون جایی نداره

شعر سرخ پر پرواز دیگه رو لبش نمونده

توی خلوت سکوتش دیگه از عشق نمی خونه

روی تک درخت خونه جای یک بغل ترانه

واسه اون وقت که پرنده دل به سرما نسپرده

تنها یادگار اون روزها که پرنده نغمه خونده

دیگه اما این پرنده کنج یک قفس اسیره

با چه شوقی اون بخونه وقتی میدونه میمیره

وقتی اون دیگه بمیره قلب عاشقاشم میگیره

من و تو مثل پرنده که توی قفس اسیره

اگه ما اینجا بمونیم  دیگه عاشقی تمومه

جای ما کنج قفس نیست ما جامون تو آسمونه

پر بگیر پرنده دیگه فرصتی نمونده... دیگه فرصتی نمونده

دیگه لحظه ای تعلل واسه فردا خیلی دیره         

 
  لینک دائم


 

 

 
پنجشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٦

تو رو من بهار دیدم برای خزون قلبم

تو رو من صدا دیدم برای سکوت سردم

تو رو من بهانه دیدم برای بودن هستیم

تو منو اما ندیدی تو منو  حتی نخواستی

تو رو من ترانه دیدم برای شبهای خستم

تو رو من شفا دیدم برای زخمهای روحم

تو رو من نفس کشیدم برای گذر مرگم

تو منو اما ندیدی تو منو حتی نخواستی

با تو من همیشه جاوید با تو عاشق و صمیمی

باتو من زغم بدورم بی تو من همیشه واهی

از تو دارم لحظه هامو ای بهار زندگانی...

 
  لینک دائم


 

شاعر بی احساس...

 
سه‌شنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٦

بعد اینهمه جدایی             تازه قلبم تورو دیده!

بعد اینهمه صبوری              باز به همدمش رسیده                           قلبی که یه روزی هرجا       می تپید به عشق فردا

حالا منتظر نشسته         تو بیای دوباره از راه

آخه این دلم میدونه       میزسه به صبح فردا

من رها از حس پرواز     تو همیشه یک سر آغاز

توی تاریکی شبهام       تو برام همیشه طناز

بیا تا فردای راهو           با دلای هم بسازیم

با دلای سر سپرده         باز به عشق هم بنازیم

قلب من هنوز نمرده       می تپه تا به سپیده

تا که برگردی دوباره        یه تلنگر چاره سازه

این شعرهارو مینویسم از کسی که خود فاقد این احساسات بود و من به او ذل باخته بودم....

 
  لینک دائم


 

تو چی بودی؟....

 
دوشنبه ۱٠ دی ،۱۳۸٦

تو چی بودی؟يک سرآغاز       تو روزهای تلخ پرواز

تو چی بودی؟يک تبسم          توی روياهای مردم

تو چی بودی؟همدم من!          تو روزهای غربت من

تو چی بودی؟يک ترانه           واسه موندن يه بهانه

تو چی بودی؟هستی من          لحظه سر مستی من

تو چی بودی؟يک مسافر         موندی اما تا به آخر

تو چی بودی؟سر پناهم           هر زمان فانوس راهم

تو چی بودی؟يک نوازش         تو بهار گرم سازش

تو چی بودی؟نور راهم             يه فرشته تو نگاهم

تو چی بودی؟يک اقاقی          توی لحظه های باقی

تو چی بودی؟همه جونم         هستيمو از تو می دونم

 تو چی بودی؟

 
  لینک دائم


 

پناهگاه

 
شنبه ۱ دی ،۱۳۸٦

میمیرم کز تو برنجم

میسازم کز مهرت بسوزم

میشکفم اگر این دم پژمردم و دمادم از سرشت خاک مینوشم

تا پناهگاه من در تو باشد...

با سلام به دوستان عزیز (اومدم که باشم) از امروز با شماست

باشد که با نظرات خود مرا یاری کنید.

 
  لینک دائم


 

 

 
شنبه ۱ دی ،۱۳۸٦

این وبلاگ متعلق به شيوا می باشد

 
  لینک دائم

شيوا





وبلاگ فارسی
اخبار ایران

feed